X
تبلیغات
رایتل
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است
یکشنبه 9 تیر‌ماه سال 1387

 قبل از هر چیز می خواستم از عزیزی که این شعر ها رو در قسمت نظرات نوشته بود تشکر کنم . ای کاش اسمشون رو می نوشتند تا بدونم چه کسی این شعرها رو برای من ارسال کرده ولی به هرحال هرکی هست بهش میگم دستت درد نکه خیلی ممنون...

 

رمیده

نمی دانم چه می خواهم خدایا

به دنبال چه می گردم شب و روز

چه می جوید نگاه خسته من

چرا افسرده است این قلب پرسوز

 

ز جمع آشنایان می گریزم

به کنجی می خزم آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تیرگی ها

به بیمار دل خود می دهم گوش

 

گریزانم از این مردم که با من

بظاهر همدم و یکرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت

به دامانم دوصد پیرایه بستند

 

از این مردم، که تا شعرم شنیدند

برویم چون گلی خوشبو شکفتند

ولی آن دم که در خلوت نشستند

مرا دیوانه ای بدنام گفتند


      (فروغ فرخزاد)

 

 قناری گفت:....

قناری گفت: -کرۀ ما
کرۀ قفس ها با میله های زرین و چینه دانی چینی.
ماهی سرخ سفرۀ هفت سین اش به محیطی
تعبیر کرد
که هر بهار
متبلور می شود.
کرکس گفت: -سیارۀ من
سیاره بی هم تائی که در آن
مرگ
مائده می آفریند.
کوسه گفت: -زمین
سفرۀ برکت خیز اقیانوس ها.
انسان سخنی نگفت
تنها او بود که جامه به تن داشت
و آستینش از اشک تر بود.

         احمد شاملو

        

 

چشم من و انجیر

دیوونه کیه ؟
عاقل کیه ؟
جوونور کامل کیه ؟
واسطه نیار ، به عزتت خمارم
حوصله هیچ کسی رو ندارم
کفر نمیگم ، سوال دارم
یک تریلی محال دارم
تازه داره حالیم می شه چیکارم
میچرخم و میچرخونم ٬ سیارم
تازه دیدم حرف حسابت منم
طلای نابت منم
تازه دیدم که دل دارم ، بستمش
راه دیدم نرفته بود ، رفتمش
جوونه نشکفته رو ٬ رستمش
ویروس که بود حالیش نبود هستمش
جواب زنده بودنم مرگ نبود ! جون شما بود ؟
مردن من مردن یک برگ نبود ! تو رو به خدا بود ؟
اون همه افسانه و افسون ولش ؟!!
این دل پر خون ولش ؟!!
دلهره گم کردن گدار مارون ولش ؟!
تماشای پرنده ها بالای کارون ولش ؟!
خیابونا ، سوت زدنا ، شپ شپ بارون ولش ؟!
دیوونه کیه ؟
عاقل کیه ؟
جوونور کامل کیه ؟
گفتی بیا زندگی خیلی زیباست ! دویدم
چشم فرستادی برام تا ببینم ! که دیدم
پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه ؟
کنار این جوی روون نعناش چیه؟
این همه راز
این همه رمز
این همه سر و اسرار معماست ؟
آوردی حیرونم کنی که چی بشه ؟ نه والله !
مات و پریشونم کنی که چی بشه ؟ نه بالله !
پریشونت نبودم ؟
من
حیرونت نبودم ؟!
تازه داشتم می فهمیدم که فهم من چقدر کمه !
اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه !
گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه !
انجیر میخواد دنیا بیاد ، آهن و فسفرش کمه !
چشمای من آهن انجیر شدن !
حلقه ای از حلقه زنجیر شدن !
عمو زنجیر باف زنجیرتو بنازم
چشم من و انجیر تو بنازم !
دیوونه کیه ؟
عاقل کیه ؟
جوونور کامل کیه ؟!!

« حسین پناهی »

 

 

    شبانه

مرا
    تو
بی سببی
              نیستی.
به راستی
صلتِ کدام قصیده ای
                               ای غزل؟
ستاره باران ِ جواب ِ کدام سلامی
                                                 به آفتاب
از دریچه ی تاریک؟


کلام از نگاه تو شکل می بندد.
خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی !



پس ِ پُشت ِ مردمکان ات
فریاد ِ کدام زندانی ست
                                   که آزادی را
بر لبان ِ بر آماسیده
                            گل ِ سرخی پرتاب می کند؟ -
ورنه
      این ستاره بازی
حاشا
      چیزی بدهکار ِ آفتاب نیست.



نگاه از صدای تو ایمن می شود.
چه مؤمنانه نام  ِ مرا آواز می کنی !



و دل ات
کبوتر  ِ آشتی ست ،
در خون تپیده
به بام  ِ تلخ.

با این همه
چه بالا
چه بلند
پرواز می کنی !

     « احمد شاملو »

  در مدرسه

آموزگار :
کدام دختر است
که به باد شو می کند ؟

کودک :
دختر همه ی هوس ها .

آموزگار :
باد ، به اش
چشم روشنی چه می دهد ؟


کودک :
دسته ی ورق های بازی
و گردبادهای طلایی را .

آموزگار:
دختر در عوض
به او چه می دهد ؟

کودک:
دلک ِ بی شیله پیله اش را .

آموزگار :
دخترک
اسمش چیست ؟


کودک :
اسمش دیگر از اسرار است !

       « فدریکو گارسیا لورکا »


کد موسیقی

جدیدترین کد آهنگ

کد امار کد نظر سنجی