X
تبلیغات
رایتل
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است
جمعه 28 تیر‌ماه سال 1387
درگلستانه

 

درگلستانه

 دشت هایی چه فراخ

کوه هایی چه بلند

در گلستانه چه بوی علفی می آمد؟

من دراین آبادی پی چیزی می گشتم

پی خوابی شاید

پی نوری ‚ ریگی ‚ لبخندی

 پشت تبریزی ها 

 غفلت پاکی بود که صدایم می زد

پای نی زاری ماندم باد می آمد گوش دادم

چه کسی با من حرف می زد ؟

 سوسماری لغزید 

 راه افتادم

یونجه زاری سر راه

 بعد جالیز خیار ‚ بوته های گل رنگ 

 و فراموشی خاک

لب آبی

گیوه ها را کندم و نشستم پاها در آب

من چه سبزم امروز 

 و چه اندازه تنم هوشیار است

نکند اندوهی ‚ سر رسد از پس کوه 

 چه کسی پشت درختان است ؟

هیچ می چرد گاوی در کرد

ظهر تابستان است

سایه ها می دانند که چه تابستانی است

سایه هایی بی لک

گوشه ای روشن وپاک

کودکان احساس! جای بازی اینجاست

زندگی خالی نیست

مهربانی هست سیب هست ایمان هست

آری تا شقایق هست زندگی باید کرد

در دل من چیزی است مثل یک بیشه نور مثل خواب دم صبح

و چنان بی تابم که دلم می خواهد

بدوم تاته دشت بروم تا سر کوه

دورها آوایی است که مرا می خواند

                                                       سهراب سپهری

 


کد موسیقی

جدیدترین کد آهنگ

کد امار کد نظر سنجی